جمال رضايى
300
بيرجندنامه ( فارسى )
درخت عنّاب نيز با زمين و آب و هواى بيرجند و اطراف آن سازگارى دارد . اين درخت را معمولا در كنارههاى جوىهاى غرس مىكنند . قبلا در كشمانهاى بيرجند - تقريبا در كنارههاى همهء جوىها - درخت عنّاب وجود داشت ولى با از ميان رفتن زمينهاى زراعتى و كشتزارها درختهاى عنّاب هم از بين رفته و شمار كمى از آنها باقى مانده است . عنّاب در برابر كمآبى نيز مقاوم است و حتّى به صورت « ديم » هم بهعمل مىآيد و نوع « ديم » آن مرغوبتر است زيرا معتقدند كه « خاصيّت » آن بيشتر مىباشد . درخت عنّاب از درختهاى ديگر ديرتر سبز مىشود و زودتر از آنها برگش زرد مىشود و مىريزد . اين درخت در بهار گل مىكند و ميوهاش در اواخر مرداد مىرسد . موقع فرورفتن عنّاب را « عنّابروب » ( انّابرو annab ru ) مىخوانند . عنّاب تر و تازه را كه هنوز كاملا سرخ نشده باشد « كلپسه kalpese » و عنّاب خشك نامرغوب را « گاگنيك gogonikk » مىنامند . چوب درخت عنّاب قيمتى است و از آن ابزارهاى چوبى مىسازند . عنّاب از صادرات مهمّ بيرجند مىباشد . 10 - 2 - گردو : در بيرجند به گردو « جوّز jowz » مىگويند . « جوز » در فارسى نيز به معنى گردوست . گردو از محصولات فراوان و بسيار مهمّ بيرجند است كه در همهء كوهستانهاى بيرجند و حتّى دامنهء كوهها خوب رشد مىكند و زياد « بار » مىدهد . درخت گردو زياد عمر مىكند و علاوهبر محصول آن چوبش هم قيمتى است . از اينرو مهمترين و معتبرترين درخت بارور بهشمار مىآيد تا حدّى كه هر درخت را يك « ملك » مىدانند « 1 » و ممكن است چند يا چندين شريك داشته باشد . گردو در بهار گل مىكند و گل آن را « گربهء جوز » ( گربى جوّز gorbey jowz ) مىنامند و در اواخر تابستان « بار » درخت را فرو مىريزند ( فرو مىروبند ) . هنگام فرو روفتن گردوها را « جوزروب » ( جوّز رو jowz ru ) مىخوانند . از پوست سبز گردو كه « كل جوّز kale jowz » ناميده مىشود در رنگرزى - بهويژه رنگ كردن كرباس - استفاده مىشد و مىشود .
--> ( 1 ) . يك ضرب المثل بيرجندى مىگويد : « فلانى درخت جوّز يا ملك سوايا » foloni deraxte jowzeye melke sevaye يعنى : « فلانى درخت گردويى است [ و ] ملك جداگانهاى » . اين مثل را هنگامى مىآورند كه بخواهند كسى را به سبب داشتن امتيازات و ويژگىهاى باارزشى از ديگران ممتاز و جدا كنند .